الشيخ محمد آصف المحسني
311
انوار هدايت (تفسير قرآن كريم) (فارسى)
مىگوييم « السلام عليكم و رحمة الله » يك مرتبه از خوا ب بيدار مىشويم و متوجه مىشويم كه در حال نماز هستيم ! در طول خواندن نماز ، همه به كارهاى دنياى خود فكر مىكرديم . داستان شگفت انگيز دو برادر نقل مىكنند ، دو برادر بودند ، يكى بزرگ و ديگرى كوچكتر ، صحت آن را من نمىدانم ( والله العالم ) هردو عالم بودند ، منتهى برادر بزرگ از نظر علمى نسبت به برادر كوچك از مقام علمى بالاترى برخوردار بود . برادر كوچكتر با اينكه از نظر علمى نسبت به برادر بزرگ خود پايينتر بود ؛ ولى معنويت بيشترى داشت ، بهاصطلاح از صاحبان حال بود نه از صاحبان قال . مىگويند : وقتى برادر بزرگ به امامت نماز مىايستاد ، برادر كوچك پشت سر او نماز نمىخواند . يكروز برادر بزرگ نزد مادرش شكايت كرد و گفت : مادر ! اين پسر كوچك شما پشت سر من نماز نمىخواند ، در مسجد نماز خود را فرادى انجام مىدهد . به نظر شما ، مردم نسبت به كار او چه فكرخواهند كرد ؟ آيا فكر نمىكنند كه برادر كوچك حتماً از اعمال او نسبت به ديگران بيشتر آگاهى دارد ، هردو در يك منزل زندگى مىكند ، حتماً عيبى در او وجود دارد كه از نماز خواندن در پشت او سر باز مىزند . به مادر گفت : برادر كوچكم را نصيحت كن كه بعد از اين پشت سر من نماز بخواند ، تا مردم نسبت به من گمان بد نكنند . مادر به برادر كوچكتر گفت : پسر چرا پشت سر برادر بزرگ خود نماز نمىخوانى ؟ بعد از اين در مسجد پشت سر برادر خود نماز بخوان ، تا نسبت به او اتهام نبندند و شك نكنند . به هرصورت به خاطر سفارشات مادرش قبول كرد .